عینک بدبینی خود را برداریم

بدبینی نگرشی است که در آن روند امور رو به تباهی است و آرزو‌های آدمی برآورده نمی‌شود و پلیدی‌ها و سختی‌های زندگی بر خوبی‌ها و خوشی‌های آن سنگینی می‌کنند.

چطور عینک بدبینی خود را برداریم؟قضاوت‌های ارزشی ممکن است بطور چشمگیری در میان افرادِ متفاوت فرق کنند و پرسش «آیا نیمه لیوان پر یا خالی است؟» یک نمونه رایجِ این پدیده است.


در چنین موقعیتی، تصور اینکه آن چیز خوب یا بد است، می‌تواند به‌ترتیب خوش‌بینی یا بدبینی نامیده شود. تفکر بدبینانه در طول تاریخ بر تمام شیوه‌های تفکر تأثیرگذار بوده است.


بدبینی و سوء ظن بسیار تلخ و آزار دهنده است و عامل گناهان زیادی از جمله خیانت، غیبت، تهمت، تحقیر دیگران، قطع رحم، اختلافات و منش‌های خانوادگی و فامیلی، قتل و ... خواهد شد.


البته تعریف بدبینی بسیار گسترده است و شامل بدبینی در مورد مسائل اقتصادی، توانایی‌های فردی، ارتباطات خارج از چهارچوب خانواده و مسائل بهداشتی و سلامت می‌شود.


مرجان محمدیان دکترای روانشناسی عمومی با بیان اینکه در مورد بدبینی سه طیف مختلف وجود دارد؛ بیان کرد: یک حالت بدبینی به صورت اختلال است که به آن پارانوئید گفته می‌شودو فرد مبتلا به بیماری پارانوئید مدام در این فکر است که دیگران به فکر ویران کردن زندگی او هستند و از این رو، وجود هرکسی در اطراف خودش را به منزله یک تهدید برمی شمارد.


وی افزود: این اختلال درمان دارد و فرد مبتلا با مراجعه به متخصص و استفاده از دارو و روان درمانی می‌تواند بهبود یابد.


وی با اشاره به این که فرد مبتلا به بیماری پارانوئید (سوء ظن همراه با توهم) به زمین و زمان شک دارد، گفت:: فرد مبتلا به پارانوئید احساس می‌کند هرکس او را می‌شناسد برای وی نقشه‌هایی خصمانه می‌کشد که فرد بر اثر عواملی مانند بیماری یا استفاده از مواد مخدر مانند آمفتامین‌ها دچار بدبینی بیمارگونه شده است.

بدبینی به هسته ارتباطات افراد هم نفوذ می‌کند

بیماری پارانوئید نوعی روان گسیختگی مزمن و جدی است و به درمان‌های بلندمدت نیاز دارد. فرد پارانوئید مدام در این فکر است که دیگران به فکر ویران کردن زندگی او هستند و از این رو، وجود هرکسی در اطراف خودش را به منزله یک تهدید برمی شمارد.


محمدیان با اشاره به اینکه اختلال پارانوئید روابط نزدیک فرد مبتلا را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ اظهار کرد: فرد به خواهر، مادر یا همسر خود بدبین شده و احساس می‌کند علیه او توطئه می‌کنند پس در این اختلال بدبینی به هسته ارتباطات افراد هم نفوذ می‌یابد.


وی افزود: درطیف دیگری از بدبینی ما با شخصیت پارانوئید مواجه هستیم که این افراد محتاط بوده و ریسک نمی‌کنند و به سرعت با کسی صمیمی نمی‌شوند که در این نوع شخصیت‌ها هسته ارتباط آسیب نمی‌بیند و روابط نزدیک خیلی تحت الشعاع آن قرار نمی‌گیرد.


این دکترای روانشناسی عمومی تاکید کرد: در طیف اول و دوم افراد مبتلا حتما باید به یک متخصص مراجعه کنند و هیچ نوع خوددرمانی برای آن‌ها وجود ندارد.

 

خٌلق پارانوئید را بشناسید

فرد شکاک وبدبین همواره خود را در معرض خطر می‌بیند و از نظر او «همه از پشت خنجر می‌زنند». در واقع او به زمین و زمان بدبین است و با شمشیر تهمت زندگی را از پا در می‌آورد.


محمدیان با اشاره به اینکه در طیف دیگری از بدبینی افراد رفتار‌های پارانوئید از خود نشان می‌دهند؛ بیان کرد: خلق پارانوئید که در اصطلاح عام "بدبینی" نام دارد زمانی ایجاد می‌شود که یک فرد در بازه‌های زمانی مشخص چندین بار با شکست از سوی دیگران مواجه می‌شود که به صورت ناخود آگاه این فرد به حالت گوش به زنگی می‌رسد.


وی افزود: وقتی در یک بازه زمانی مشخص چند اتفاق بد برای فرد پشت سر هم رخ می‌دهد کم کم بدن شرطی شده و منتظر یک اتفاق بد و آسیب زا است که به آن بدبینی می‌گویند؛ یعنی فرد محتاط است که در دو طیف این بدبینی دسته بندی می‌شود.


این دکترای روانشناسی عمومی ادامه داد: در یک طیف یا خود فرد مدام دچار شکست و آسیب شده و نسبت به آن موضوع شرطی شده است و در طیف دوم فرد از دیگران و جامعه در مورد موضوعی اخبار ناگواری شنیده که خطرناک بوده و می‌تواند برای اجتماع آسیب زا باشد.


وی گفت: یعنی فرد هیچ شکستی نخورده است، اما در فضا‌های مختلف انواع شکست‌ها را مشاهده کرده و از نحوه وقوع آن‌ها اطلاع یافته است و اتفاقات ناگوار از بیرون مانند یک ویروس به باور‌های ما حمله می‌کنند و در نتیجه وقتی فرد چند اتفاق را از بیرون مشاهده می‌کند دچار بدبینی خواهد شد.

 

روش‌های درمان بدبینی

آدم بدبین به دلیل دیدن و شنیدن مکرر و مداوم بدی‌ها، شکست‌ها و ناکافی‌های فراوان، اطلاعاتی منفی و سیاه از محیط در مخزن ذهن خود بایگانی نموده و تحت تأثیر آن‌ها به مرور به تجربه و تحلیل ورودی‌ها می‌پردازد.


اگر چه انسان می‌تواند بر خلاف اطلاعات عمل کند و با اراده و اعتقاد خویش در برابر تمامی تحمیلات و تلقینات و تعلیمات بایستد، امّا این گروه جزو اقلیت بسیار ناچیز قرار می‌گیرند؛ بنابراین برای معالجه و درمان ریشه‌ای سوءظن و بدبینی باید ورودی‌های ذهن و ضمیر خود را کنترل کنیم، زیرا چشم و گوش و دهان سه شاهراه مهم ورودی‌های ذهن انسان هستند که باید مراقب آن‌ها بود تا داشته‌ها و ورودی‌های سالم ذهن، موجب خروجی‌های سالم آن شود.


محمدیان با اشاره به این مطلب که انتشار اخبار توسط افراد غیر متخصص بر ایجاد بدبینی دامن زده و احساس منفی را درافراد ایجاد می‌کند؛ خاطرنشان کرد: باید افراد سعی کنند فقط اخبار مستند و رسمی را رصد کرده و هرگاه احساس کردند که دچار بدبینی شده اند تا مدتی سمت اخبار بویژه خبر‌های نامعتبری که در فضای مجازی منتشر می‌شود؛ نرفته و از اخبار مفید و آموزنده استفاده کنند.


به گفته این دکترای روانشناسی عمومی رصد اخباری که حاوی امواج و انرژی منفی هستند بر روحیه فرد اثر گذاشته و حس بدبینی را در او تقویت می‌کند.


وی تصریح کرد: افرادی که چند شکست را پشت سر هم تجربه کرده اند حتما یک کار موفق را که ملموس و حتمی است؛ انجام دهند بطور مثال خانمی که سه بار در رابطه عاطفی خود شکست خورده است باید سعی کند به سمت انجام کارو اتفاق جدیدی برود تا یک موفقیت را در بین شکست‌های خود تجربه کند تا این شکست‌ها برای او به شکل یک عادت و رفتار درنیامده و فرد دچار بدبینی نشود.


وی با بیان این که زنان بر اثرنوسان هورمون‌های جنسی احساسی‌تر از مردان هستند؛ اظهار کرد: با توجه به این مهم شدت و ناراحتی هر شکست در زنان بیش از مردان است و نهایتا زنان با تعداد کمتری از شکست‌ها به درجه بدبینی می‌رسند.


محمدیان با اشاره به اینکه خداوند ظرافت و احساس را در وجود زنان نهاده است، بیان کرد: احساس یعنی ظرافت و زمانی که ظرفی ظریف‌تر باشد احتمال شکنندگی آن بیشتر بوده و محافظت بیشتری لازم دارد بنابراین زنان در روابط خود محتاط‌تر یا اصطلاحا بدبین می‌شوند و برای دوری از این پدیده باید از ارتباطات کوتاه مدت دوری کرده تا شکست‌های مداوم را تجربه نکنند و به آدم‌هایی که هنوز به آن‌ها اطمینانی ندارند چه از نظر کاری و چه عاطفی وابسته نشوند تا باور‌های آن‌ها اسیب ندیده و بدبین نشوند.

ناگفته نماند که تمرین و ممارست، مطالعه کتب دینی، عرفانی، اخلاقی و روانشناسی کاربردی، تأثیر فوق العاده‌ای در ذهن و زندگی زیبای علمی و اخلاقی داشته و همچون چراغی راه را بر ما روشن و بدی‌ها و بدبینی‌ها را که اغلب ریشه در جهل و نادانی داردند از بین خواهند برد.

آیا زندگی‌تان بر وفق‌مراد است؟

آیا زندگی‌تان بر وفق‌مراد است؟/ این ۱۵نشانه‌ را جدی بگیرید

آیا زندگی‌تان بر وفق‌مراد است؟/ این ۱۵نشانه‌ را جدی بگیرید
باید با واقعیت‌ها روبه‌رو شد. برای همه آدم‌ها پیش می‌آید که گاهی احساس کنند در زندگی سقوط کرده‌اند. حالا این احساس ممکن است به دلیل از دست دادن شغل باشد، شکست در زندگی شخصی یا مردود شدن در یک امتحان و یا هر دلیل دیگری که گاهی باعث بروز حس سرخوردگی در زندگی می‌شود.
وینستون چرچیل جمله مشهوری دارد: «زندگی گذر از شکستی به شکست دیگر است بدون از دست‌دادن حس اشتیاق.»

وقتی این مطلب را مطالعه کنید درخواهید یافت حتی اگر احساس یک فرد شکست خورده را در زندگی دارید اما باز هم واقعا می‌تواند اینطور نباشد که شما فکر می‌کنید.

این نشانه گواهی بر این ادعاست که شما از پس زندگی برآمده اید حتی اگر غیر از این فکر کنید. گاهی دارایی های بسیار ساده ای هستند که به دلیل سادگی آنها را دست کم می گیریم در حالیکه وقتی آنها را نداشته باشیم درخواهیم یافت چقدر برایمان با ارزش هستند.

گاهی باید با جزئیات خوشبخت بود، شاید اتفاقات بزرگی که برای خوشبخت بودن منتظرشان هستیم به این زودی ها اتفاق نیفتند.

1- زندگی می کنید و یاد می گیرید

هیچکس نمی گوید زندگی ساده است با این حال مادامیکه دست اندازهای پیچ و خم جاده زندگی آزارتان می دهد باید بدانید که این ماشین زندگی واقعا ارزش راندن را دارد. به شکست هایتان فکر کنید. باید بدانید که همه آنها دلیلی داشته اند و در واقع بخشی از یک برنامه بزرگ تر بودند. هر سختی که در زندگی تحمل کرده اید ، شما را به جایی که امروز هستید هدایت کرده است.هر آزمایشی که در زندگی متحمل شده اید از شما همین انسان انعطاف پذیر ، قوی و ویژه ای را ساخته است که امروز هستید. پس باید این مسیر را با ایمان ، عشق و امید هر چه بیشتر ادامه بدهید. این را بدانید که تجربیات شما را به آن آدمی که باید باشید تبدیل می کنند. پس اگر این آزمون و خطاها را در زندگی تجربه کرده اید یعنی اینکه تا اینجای کار مسیر زندگی را درست پیش رفته اید.

2- جای گرم و نرمی برای خواب دارید

بگذارید داستان را برایتان اینطور توضیح بدهیم. تصویری از مادری که درباره نحوه زندگی خود و فرزندش می گوید. او فرزند خردسالی داشت که مدام از مادرش اینطور می پرسید بالاخره چه زمانی می رسد که بتواند مثل بقیه بچه هایی زندگی کند که غذا می خورند ، به مدرسه می روند و شب ها در تخت خودشان می خوابند. در واقع آنها جایی برای خوابیدن نداشتند. مجبور بودند شب ها کف کثیف خیابان بخوابند ، و وقتی هم که باران می گرفت باید بلند می شدند و جای دیگری را پیدا می کردند. همه اینها در حالی اتفاق می افتد که ما در تختخواب های گرم و نرم خود خوابیده ایم و خبر نداریم آن بیرون به برخی مردم چه می گذرد. این را یادمان باشد که چیزهای ساده ای در زندگی داریم که از شدت سادگی به چشم نمی آیند اما هستند کسانیکه از همین سادگی ها هم بی بهره هستند.

3- تلاش می کنید بهتر شوید

همین موضوع که شما بابت اینکه چیزی را که می خواستید به دست نیاورده اید ناراحت هستید ، نشان می دهد شما در حال تلاش هستید. در نمایی بزرگتر شما مرتب در تلاش برای بهتر شدن هستید و آنچه که در سرانجام مسیر این کوشش قرار دارد سعادت ، خوشبختی و عشق است. فقط کافیست در طول این مسیر تسلیم نشوید. این بدان معنی نیست که شما زیادی باهوش هستید بلکه به این مفهوم است که شما توانایی مقابله با مشکلات و کنار آمدن با آنها را دارید. فقط کافیست همین راه را ادامه بدهید.

4- یک شغل دارید

از هر منظری که به این قضیه نگاه کنید وقتی شما یک شغل دارید ،در واقع با یک موضوع برد- برد مواجه هستید. بهره مندی از شغل یک ثروت محسوب می شود. با این حال حتی اگر اخیرا شغلتان را از دست داده اید اخم نکنید. شما قبلا یک شغل داشته اید و این بدان معناست که باز هم می توانید شغلی به دست بیاورید. شاید این یک فرصت باشد برای اینکه اینبار به شغلی که دوست دارید برسید.

5- دانش در دستان شماست

این‌روزها در هر سن و سالی شما می توانید هر چه را که می خواهید یاد بگیرید. دانش گویی در دستان شماست.مادامیکه دانش ، قدرت محسوب می شود پس باید این قدرت را به دست بیاورید ودر مسیر تحقق آروزهایتان از آن بهره بگیرید. بنابراین وقتی موقعیت های یادگیری در راه شما قرار می گیرند ، آنها را دریابید و درونشان کنکاش کنید.

6- غذایی برای خوردن دارید

باید باور کنید که در گوشه و کنار همین شهری که در آن زندگی می کنیم هستند آدم هایی که حتی غذایی برای خوردن ندارند. برای همین از خوردن هر قاشق غذایی که بر دهان می گذارید لذت ببرید و شکرگزار باشید. برای وعده بعدی غذایی که قرار است میل کنید ، با این دید به قضیه بنگرید که خوشبختی یعنی لذت بردن حتی از جزئیات. این جزئیات می توانند ساده ترین فاکتورها باشند. مثل خوردن یک تکه پای سیب خوشمزه.

7- قدرت انتخاب دارید

ارسطو می گوید : "تعالی هرگز یک حادثه نیست. آن همیشه نتیجه یک هدف والا ، تلاش صادقانه و اجرای هوشمندانه است. رسیدن به بهترین و تعالی نشان دهنده یک انتخاب خردمندانه از بین گزینه های متعدد است. این انتخاب است نه شانس. پس مقصد خود را مشخص کنید." لازم به توضیح بیشتر نیست ، از قدرت انتخاب خود نهایت بهره را ببرید.

8- عشق را تجربه کرده اید

شما عشق راتجربه کرده اید. واکنش قلبتان را به یک احساس فوق العاده ، حس بی نظیری که هرگز قبلا مثل آن را ندیده اید. این حس طبیعی ، ساده و اساسی خاطره ای برای شما ثبت می کند که تا آخر عمر همراهتان خواهد بود. اگر شما جزو آنهایی هستید که عشق را تجربه کرده اید و این حس والا را با خود داشته اید ، پس حتما در زندگی تان مسیر را درست رفته اید.

9- آب تمیز می نوشید

بهتر است در این خصوص اول نگاهی به این آمار بیندازید. حدود 783 میلیون نفر در دنیا به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. خیلی از این افراد برای دسترسی به آب آشامیدنی سالم باید کیلومترها را طی کنند تا بلکه دبه ای آب تمیز به دست بیاورند.
اگر در منطقه ای زندگی می کنید که از آب آشامیدنی سالم بهره مند هستید پس خدا را شکر کنید و قدرشناس قطره قطره این آب باشید. زندگی قطعا به روی شما خندیده است حتی اگر خودتان غیر از این فکر کنید.

10- یک رویا دارید

رویای شما هر چه که باشد ، مهم این است که وجود دارد. شما رویایتان را خلق می کنید و آن را می پذیرید. هرگز نگذارید رویاهاتان از ذهن شما پاک شوند و از بین بروند. رویاهای شما همان چیزهایی هستند که بهترین اتفاقات زندگی شما از دل آنها بیرون می آیند.

11- خوشبختی‌تان واقعی است

شما این قدرت را دارید تا در هر قسمتی و در هر حالتی خوشبختی را به زندگی تان بیاورید . خوشبختی شما توانایی تشخیص موقعیت ها و دریافتن و استفاده از آنها در زندگی تان است. حال این موقعیت ها می توانند در ساده ترین حالت ممکن اتفاق بیفتند ؛ مثلا خنده از ته دل فرزندتان. فقط کافیست این لحظه را دریابید و از شادی که در عمق آن نهفته احساس سعادت بکنید.

12- لباسی برای پوشیدن دارید

موضوع فقط این نیست که شما لباسی برای پوشیدن دارید. گاهی انتخاب های بسیاری داخل کمد لباس خود برای پوشش در مقابلتان قرار دارد. شما می توانید در مراسم های مختلف ، مختص هر مناسبت لباس خاصی بپوشید. از این موضوع لذت ببرید و شکرگزار باشید. یادتان نرود که در همین شهری که در آن زندگی می کنید هستند کسانیکه توانایی خرید لباس کافی را ندارند. همان هایی که زمستان برایشان خیلی سخت تر می گذرد.

13- قدرت بخشیدن آدم ها را دارید

می توانید تصور کنید دنیا بدون بخشش چطور به نظر می رسید؟ تصور کنید چقدر زندگی سخت و طاقت فرسا میشد وقتی شما قدرت بخشیدن اشتباهات دیگران را نداشتید و به همان نسبت دیگران هم قدرت بخشش اشتباهات شما را نداشتند. تلخی زندگی با نبخشیدن ها آنقدر زیاد میشد که به جلو پیش رفتن اتفاقی غیر ممکن بود. اگر قدرت بخشش دیگران را دارید بدانید که این یک موهبت الهی است که باعث می شود ببخشید و بدون اینکه در حصار کینه گرفتار شوید ، زندگی تان را جلو ببرید.

14- به چیزی بیشتر از خودتان اعتقاد دارید

حتما زمان هایی پیش آمده که بابت اتفاقات ناخوشایند در زندگی تان ناامید شده و حسابی خودتان را باخته اید. با این حال راه برای زندگی همچنان زیباست چون شما به چیزهایی فراتر از شخص خودتان باور دارید. خداوند و ایمان به او ، خانواده و دوستان و همه آنهایی که دوستشان دارید، هدف هایی به مراتب بزرگ تر برای زندگی کردن هستند که همیشه باید بابت وجودشان خدا را شاکر باشید. زندگی صرفا حول محور شخص شما نمی چرخد ، دلایل قوی تری برای ایمان و توکل و انگیزه وجود دارد.

15- این فرصت را دارید تا دوستی ها را رونق بدهید

این روزها فاصله های چند هزار کیلومتری و دوری های فرامرزی با وجود پیشرفت تکنولوژی، سختی های ناشی از این اتفاق را به حداقل رسانده است. ممکن است شما از عزیزانتان دور باشید اما وقتی این امکان را دارید که هر روز آنها را ببینید و با آنها حرف بزنید پس اوضاع بهتر پیش خواهد رفت.تکنولوژی روی خوشی هم دارد که در اینمواقع حسابی زیبایی های روابط را حتی با وجود فاصله های بسیار دور حفظ می کند.

هوش هیجانی

دنیای واقعی بر انبوهی از تجربه‌ها بنیانگذاری شده است که بیشتر این تجربه‌ها همان تحقق خواسته‌ها یا تحقق نیافتن آرزوها و در یک کلمه ناکامی است. مهمترین عکس العمل‌ها در برابر دنیای واقعی گاهی از هیجان‌ها‌یی سرچشمه می‌گیرد که در اثر کامیابی یا ناکامی زاده شده‌اند.
 این هوش هیجانی همان‌طور که از عنوانش پیداست تا حدودی بر نوعی توانایی و دقت و دانستنی‌ها و منطق‌های خاص استوار است و عناصر متعددی می‌توانند ما را در دستیابی به چنین منطق و دانستنی‌هایی یاری کنند از جمله پیروی از دستورات معنوی و مذهبی، عقلانیت، مطالعه کتب و نوشتارهایی در این زمینه، دقت در زندگی افراد موفق و... اما هوش عاطفی یا همان هوش هیجانی بر عناصری استوار است که در ذهن و درون خود ما قرار دارد و آن هم عنصر «تخیل» یا «قدرت خیال پردازی» است.
هر اندازه از قدرت خیال‌پردازی و تجسم وضعیت بیشتری برخوردار باشیم به همان اندازه از هوش هیجانی موفق‌تر و کارآمدتری برخوردار خواهیم شد. اما منظور از عنصر خیال یا همان خیال‌پردازی چیست؟همه ما این سخن را شنیده ایم«هر آنچه را که برای خودت می‌پسندی برای دیگران هم بپسند و هر آنچه را که برای خودت نمی‌پسندی برای دیگران هم نپسند.»
این سخنی بسیار مهم و قانونی زرین در اصول اخلاقی است که اگر به دقت در بنیان آن نگریسته شود می‌توان زیربنای هوش هیجانی را در این سخن نغز دید. در مواقعی که بر اثر رویدادها و تعامل با افراد هیجانی خوشایند یا ناخوشایند در ما به وجود می‌آید مهم این است که با قدرت تخیل و تجسم خود بتوانیم وضعیت روحی و روانی افراد را در لحظه نوع برخورد با آنها مجسم کنیم یعنی با تجسم ذهنی و تخیل بتوانیم تقریباً حدس بزنیم که نتیجه بروز هیجان ما بر ذهن و روان او چگونه خواهد بود و به زبان ساده‌تر خود را جای دیگران بگذاریم.
اما نکته مهم و اساسی در قضیه هوش هیجانی چیست؟ نکته اصلی این است که این قانون زرین اخلاقی، اول به تأیید دین  وجدان و عقل بشری رسیده است و سپس همین «قانون زرین اخلاقی» با یاری ذهن، به مثابه یک موتور محرکه، دل آدمی را به جنبش وامی دارد، خود دل نیز هیجان‌ها را بموقع و در مسیر صحیح به حرکت و تکاپو وادارد و دنیای واقعی ما را به طرز انسان واری هدایت می‌کند.
هوش هیجانی بر اساس نوعی فهم و درک و ذکاوت در مواقع روبه‌رو شدن با موقعیت‌های مختلف اخلاقی استوار است و از قضا اتفاقاً همین درک و ذکاوت و دانستن است که می‌تواند در حکم نوعی دانایی تلقی شود برای کسب فضایل اخلاقی یعنی تا چه اندازه از بصیرت و درک موقعیت (که خود متضمن نوعی شناخت و دانایی است)برخوردار باشیم به همان اندازه اخلاقی زندگی می‌کنیم.